تبلیغات
وبلاگ دوستانه دانشجویان پزشکی یزد - ورودی91
تاریخ : یکشنبه 10 دی 1391 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : محمد بحری



http://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/e.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/m.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/o.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/c.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/l.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/e.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/w.gif

   



به نام خدا

در میان همه‌ی جوک‌های راست و دروغی که به دکتر شریعتی نسبت می‌دهند حرف‌های مهمی هست که به درد جامعه و تمدن‌سازی دینی می‌خورد. دکتر شریعتی اصطلاحی را به کار می‌برد به نام آسمیلیزاسیون. آسمیله به کسی گفته می‌شود که از خود خالی و وجود بی‌ماهیت می‌شود و افتخار می‌کند که خودش نباشد و دیگری باشد میمون‌های آدم نما. طبقه‌ای به وجود آمده که خود را به رنگ اروپا رنگ می‌زند یا آنها رنگشان کردند اینها متمدن نیستند فقط متجدد‌ند این تیپ روشنفکر نیست بلکه فقر درون دارد و جز در رابطه با غرب و تشبه به اروپا حتی وجود خود را نمی‌تواند حس کند اینها فقط گریم و ادا و ادبیاتشان شبیه روشنفکر است و پذیرفته‌اند که تنها شکل ممکن فرهنگ و تمدن همان است که ماسک اروپای دارد و لذا با ادای اروپایی درآوردن خودشان را متمدن احساس می‌کنند در حالی که غربی‌ها اینها را متمدن نمی‌دانند غربی‌ها به اینها نمی‌گویند روشنفکر می‌گویند آسمیله. با تحقیر خودشان به دامن بیگانه می‌گریزند و با فنای خود در آنها می‌خواهند به بقا برسند. کار ما به جایی رسیده که در اسیا و افریقا وامریکای لاتین هر مو بور چشم سبزی در هر موردی هرچه بگوید فصل الخطاب است رفاقت با او را فخر، تقلید از او را کمال و نقل قول از او را فضل و علم برای خود می‌شمارند. با تمسخر مذهب و تحقیر سنت و ارزش‌های خود به آنها مدام علامت می‌دهند که من با شما هستم. طنز سیاه در این قضیه این است که فرنگی‌ها خودشان هیچ وقت این تیپ آدمها را روشنفکر نمی‌دانند. خطر بزرگ خطر آسمیله شدن تحصیل کردگان ما و توهم روشنفکری در آنهاست. اینها تحصیل کردگان کشورهای کم‌رشدند به معنای واقعی روشنفکران کشورهای عقب افتاده همین‌ها هستند اینها متجدد در مصرف‌اند. این روش در قرن 19 به اوج رسید ولی حالا دورانی رسیده که آسمیله‌ها رسوا می‌شوند و تآثیرشان در جامعه را از دست می‌دهند. مردم به زودی از اینان عبور خواهند کرد تیپ مرجع در جامعه دارد عوض می‌شود. راه آینده نه راه انتلکتوئل‌(تحصیل‌کرده‌)های اروپایی و نه راه اسمیله‌های بومی و متشبهان داخلی است بلکه راه روشنفکر مسلمان انقلابی متعصب اجتماعی و مسئول در کنار مردم. تجددزده‌ها همیشه از خود غربی‌ها متجددترند نسبت به مدرنیزم و مظاهر زندگی غربی از خود غربی‌ها متعصب‌ترند کاسه‌ی داغتر از آش. این تیپ شدیداً متفکرنما است و غیرمتفکر روشنفکرنما و غیر روشنفکر. متشبه و متجددند نه متمدن. می‌خواهند همان بلایی که در قرن 17 تا 19 بر سر سنت ارتجاعی کلیسا در غرب آمد را عیناً بر سر ارزش‌های مترقی اسلام و تشیع بیاورند آنها بی‌دلیل نسبت به مذهب یا بی‌طرفند یا بدبین. ضدریشه و هویت‌ستیزند به طور مطلق نوپرستند کاری به درست و غلط ندارند همه‌چیز را به نو و کهنه تقسیم می‌‌کنند چون یک حس خودکم‌بینی در آنها نهادینه شده است. دنیوی کردن همه‌چیز حتی دین، دنیاگرایی افراطی و تمرکز بر زندگی مادی. اینها نه بومی‌اند نه غربی‌اند شبه آدمند این یک دشنام نیست چون کاراکتر اصیل خود را از دست داده‌اند تا متمدن شوند اما مثل آن بابایی که خواب دیده بود غلامی بهش بخشیدند و از خوشحالی توی خواب خودش را خراب کرده بود وقتی از خواب بیدار شد دید فقط نصف این خواب درست از آب درآمد اینها این طورند. خودشان را جزء شرق نمی‌دانند اما غربی‌ها هم شما را جزء خودشان نمی‌دانند شما همواره به عنوان زباله‌های آنها مطرحید. نه غرب او را غربی می‌داند و نه او دیگر شرقی است شبه آدم است چون میمون هرگز انسان نمی‌شود با کسب اجازه از جناب داروین.

خطری که ما را تهدید می‌کند تبدیل شدن ما و نسل ما به مشتی پوفیوز پوچ پوک مبتذل، قربانیان سرمایه‌داری و مصرف‌پرستی است. لات و عزی‌های مدرن را در هم بشکنید عصر جدید اسلام است. بوی اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی به مشام دوست و دشمن می‌رسد.



تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 11:59 ق.ظ | نویسنده : سیدمحمد بنی فاطمه
به نام خدا
نظام آکادمیک حاکم بر جهان و روشنفکری غربی و غرب‌زده همواره معتقد بوده‌اند که علم باید بی‌طرف و بی‌تعصب باشد و عقیده، ایمان و ایدئولوژی پیش‌فرض‌هایی متعصبانه و غیرعلمی‌اند. دکتر شریعتی این را یکی از کلاه‌برداری‌های بزرگ قرن 20 می‌داند که به نام بی‌نظری، علمی و بی‌طرف بودن عملاً همه‌ی دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، کارخانه‌ها و سرمایه‌های مادی و معنوی ملت‌ها و نبوغ‌ها را از صحنه‌ی دفاع از حقیقت و عدالت و انسانیت خارج کردند و نطفه‌ی مسئولیت و رسالت را در دانشگاه‌ها کشتند. روشنفکر مسئول تبدیل شد به دانشگاهی علم‌زده‌ی بی‌طرف. همه‌ی علوم انسانی و طبیعی ظاهراً قرار شد که بی‌طرف باشند ولی اتفاقی که در عمل افتاد که کلاه همه را برداشتند این بود که به بهانه‌ی نگاه علمی تجربی به علم و تفکیک ایدئولوژی و مذهب از علم عملاً دانشگاه‌ها و دانشمندان و دانشجویان در خدمت نظام حاکم بر جهان یعنی سرمایه‌داری غرب قرار گرفتند جدایی علم از شرف و مسئولیت و ازدواج علم با پول. نظام سرمایه‌داری سفارش می‌دهد و مدیریت می‌کند و نهاد علم خدمت می‌کند و حقوق می‌گیرد. در عرصه‌ی فن و تکنولوژی نظام سرمایه‌داری به نهاد علم سفارش ساخت آخرین نمونه‌های بمب‌های هسته‌ای، شیمیایی، میکروبی، ویروس‌های مهلک، تسلیحات پیشرفته‌ی نظامی و وسایل جاسوسی و تبلیغاتی را می‌دهد و در عرصه‌ی علوم انسانی به جامعه‌شناس سفارش ارائه‌ی مکتبی را می‌دهد که نتیجه‌اش نفی دین، عدالت، اخلاق و انسانیت است همه‌ی اینها مزخرف است و ما فقط یک معیار داریم مدرنیته و سنت تا همه فکر کنند که همانطور که در ابزار و وسایل زندگی مدرن و پیشرفته و قدیمی و سنتی داریم در نظام اجتماعی و قوانین حاکم بر جامعه‌ی بشری و انسانی هم نو و کهنه معنی دارد، جهان مدرن ما هستیم و همه باید پشت سر ما و زیردست ما باشند تا مدرن شوند یعنی سفارش جامعه‌شناسی استعماری. به اقتصاددان سفارش مدل اقتصادی لیبرال سرمایه‌داری را دادند که اساسش ربا و پول‌آور بودن پول است و نتیجه‌ی آن ثروتمندتر شدن ثروتمندان و فقیر شدن فقیران است. دانشمند هم می‌گوید علم برای علم دانشگاه جای مذهب نیست آیا واقعاً این علم برای علم است یا برای دلار و قدرت. این تفکر را اول در خود هاروارد و سوربن و کمبریج مد کردند و بعد در دانشگاه‌های آسیا و آفریقا و آمریکای جنوبی. نتیجه این شد که طی قرن 20 از فیزیکدان و شیمی‌دان و پزشک تا جامعه‌شناس و روانشناس همه بردگان مدرنی شدند که در پروژه‌ی سلطه‌ی سرمایه‌داری عمل می‌کنند و دلخوش‌اند که علمی‌ و غیرمتعصب‌اند. دانشمند سفارش پول می‌گیرد اما سفارش توحید و اخلاق نمی‌گیرد احساس مسئولیت در برابر پول هست اما در برابر ایمان نیست تعصب پولکی خوب است و تعصب ایدئولوژیک بد. اما به قول دکتر شریعتی این قدرت حاکم بر جهان را تنها خطری که حقیقتاً تهدید می‌کند خطر همین ایدئولوژی انقلابی و مکتبی است این حاکمیت و هژیمونی از دست خالی و روح مؤمن شکست می‌خورد به همین دلیل روش و تمام تلاششان را گذاشته‌اند روی خالی کردن دل‌ها از ایمان با این توجیه که ایمان امری قدیمی است. خوب کفر هم به اندازه‌ی ایمان قدیمی است. آن بلایی که این پیوند علم و قدرت و ثروت بر سر مسیحیت و یهودیت و بودیزم آورد را نمی‌تواند بر سر اسلام بیاورد اگر می‌توانست در قرن 18 و 19 که اوج قدرت الحادی غرب و اوج ضعف ایمان و نهایت ضعف امت اسلام بود بر سر اسلام آورده بود و اسلام را تبدیل کرده بود به یک دین شخصی که یک روز در هفته به مسجد یا کلیسا بروند و بقیه‌ی هفته هر طور خواستند زندگی کنند اما نمی‌توانند.
 اسلام به زودی از حاشیه به متن خواهد آمد.(دکتر شریعتی)
برگرفته از سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394 | 09:33 ق.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی
[]


تاریخ : یکشنبه 2 فروردین 1394 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی

متخصص مغز و اعصاب گفت: مبتلایان به میگرن عصبی از مصرف مرکبات ترش، پنیرهای کهنه،‌ سوسیس، کالباس، قهوه و شکلات بپرهیزند همچنین خواب کم یا زیاد، پرخوری، کم‌خوری، مصرف سیگار و قلیان موجب تشدید حملات می‌شود.


حمیدرضا ترابی در پاسخ به سؤال یکی از شهروندان درباره گزگز انگشتان انتشار آن به سر و سردرد شدید، اظهار داشت: ممکن است این شهروند گرامی مبتلا به میگرن عصبی باشد و لازم است جهت تشخیص و درمان به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کند.

وی افزود: میگرن به طور کلی سردردهای دوره‌ای است که بین 20 تا 30 سالگی شیوع بیشتری دارد زنان را بیشتر درگیر می‌کند و علت آن نامشخص است.

*علائم میگرن عصبی

عضو کمیته علمی انجمن MS ایران گفت: میگرن عصبی با سردردهای شدید ضربان‌دار و تهوع همراه است و گاهی در صورت تکرار حملات فرد مبتلا تغییر خُلق پیدا کرده و عصبی می‌شود. همچنین ممکن است علاوه بر میگرن دچار استرس نیز شود که این موضوع تعداد سردردها را بیشتر می‌کند.

* مبتلایان به میگرن عصبی مرکبات ترش نخورند

این نورولوژیست اظهار داشت: عوامل محیطی در تشدید حملات مبتلایان مؤثر است. بر این اساس توصیه می‌شود مبتلایان به میگرن عصبی از مصرف غذاهای پرحجم و پرچرب، برخی مواد غذایی مانند مرکبات ترش، پنیرهای کهنه،‌مشروبات الکلی، سوسیس و کالباس، قهوه و شکلات بپرهیزند همچنین خواب کم یا زیاد، پرخوری، کم‌خوری، خستگی‌های جسمانی و روانی، برخی بوها مانند عطر، مصرف سیگار و قلیان موجب تشدید حملات می‌شود.

* نوشیدن 8 تا 10 لیوان آب حملات را کنترل می‌کند

وی ادامه داد: نوشیدن 8 تا 10 لیوان آب طی روز، خواب خوب، استفاده کم از صفحه نمایشگر رایانه و گوشی تلفن همراه موجب کاهش حملات میگرنی می‌شود از طرفی رعایت بهداشت زندگی در کاهش حملات مؤثر است همچنین توصیه می‌شود مبتلایانی که زمینه افسردگی دارند یا تحت فشار روانی هستند به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنند.

منبع: فارس

* مصرف خودسرانه‌ مُسکن ممنوع

عضو کمیته علمی انجمن MS ایران گفت: مبتلایان به میگرن عصبی از مصرف خودسرانه مُسکن بپرهیزند زیرا مصرف بی‌رویه مُسکن‌ها موجب تشدید سردرد و افزایش حملات و فرد را به درمان مقاوم می‌کند.

* رعایت بهداشت زندگی و درمان‌های پیشگیرانه میگرن را کنترل می‌کند

وی خاطرنشان کرد: درمان میگرن بیشتر جنبه پیشگیری دارد و اگر مبتلایان به توصیه‌های پزشک برای رعایت بهداشت زندگی توجه کنند و از درمان‌های پیشگیرانه بهره ببرند می‌توانند تا 80 درصد طی دوره درمانی 3 ماهه تا حدود یک سال حملات میگرن را برای چندین سال کنترل کنند.



تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : سیدمحمد بنی فاطمه

به نام خدا

«همه ما بارها از خود پرسیده ایم که این جمله عربی (یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و نهار... ) که تا امروز سر سفره های هفت سین میشنویم چه پیوندی با نوروز پارسی دارد. نوروز یک جشن پرپیشینه و کاملا پارسی است و به هیچ وجه به تازی ها و زبان آنها مربوط نمی شود. اصلا شایسته نیست که ما ایرانیان این آیین پارسی را با ادعیه تازی آنچنان که تا امروز مرسوم بوده جشن بگیریم. ما با خدای خود به پارسی سخن میگوییم. خدایی که جز زبان تازی نداند خدای ما پارسی ها نیست. من بجای آن جملات تازی امسال این نیایش پارسی را سر سفره هفت سین میخوانم:

گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین     روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان ای تو گرداننده مهر و سپهر    برترینش کن برایم این زمان و این زمین»

این گونه مطالب در شبکه‌های اجتماعی زیاد است.

اگر بجای این دعای عربی عباراتی انگلیسی بخوانند آیا باز هم به رگ غیرت ملی نویسندگان این متن برمی‌خورد. بعضی کسر شأن خود می‌دانند که زبان گوشی موبایل خود را بجای انگلیسی فارسی کنند یا نام و نظرات خود در شبکه‌های اجتماعی را با حروف فارسی بنویسند ولی نوبت زبان عربی که شد زبان بیگانه است. در حالی که زبان عربی نسبت به انگلیسی بسیار مشترکات بیشتری با زبان فارسی دارد. اصلاً همه‌ی اینها به کنار، زبان عربی برای ما زبان یک قوم دیگر نیست زبان دین است و زبان دین منافاتی با زبان ملی ندارد یک زبان ممکن است در خدمت یک دین باشد ولی یک دین متعلق به یک ملت و زبان خاص و در خدمت آن نیست. دین حقیقتی شبیه علم است آیا اگر علمی در یک کشور و با یک زبان خاص تولید شد برای سایر کشورها بیگانه است و به عنوان علم پذیرفته نمی‌شود. علم و دین حقایقی‌اند که رنگ و زبان قومی را به خود نمی‌گیرند. بالاخره دین باید با یک زبان خاصی عرضه شود یا نه. اتفاقاً زبان دوم دین اسلام زبان فارسی است چرا که بعد از زبان عربی بزرگترین خدمت‌ها را زبان فارسی به این دین نجات‌بخش بشر کرده است. چطور وقتی نوبت زبان و فرهنگ غربی است با آن همه اختلافی که بین فرهنگ الهی و انسانی ما با فرهنگ غرب وجود دارد کسی دم از ملیت و میهن‌دوستی نمی‌زند ولی ارتباط فرهنگ و زبان دینی با فرهنگ و زبان یک قوم معتقد به آن دین، دینی که سرشار از توحید و انسانیت و راه و رسم درست زندگی است با ملیت تضاد دارد؟ چگونه است که اگر ما سرتاپا غربی شویم ملیتمان خدشه‌دار نشده است ولی اگر یک دعای معرفت‌بخش عربی بخوانیم زبان ملی و ملیت ما به فنا رفته است؟ کسانی که بین دین اسلام و ملیت ایرانی تفرقه می‌اندازند خود ذره‌ای ملیت را باور ندارند بلکه بهانه‌ای پیدا کرده‌اند برای کوبیدن دین. آیا فکر می‌کنند که فقط آن‌ها ایران را دوست دارند و فقط آن‌ها به ایران خدمت می‌کنند اتفاقاً برعکس، بزرگترین خدمت‌ها و محبت‌ها به این سرزمین را ایرانیان مسلمان و باعقیده کرده‌اند چرا که تا فرهنگ دینی نباشد کسی منافع سایر مردم را بر منافع شخصی خودش ترجیح نمی‌دهد و برای رسیدن به منافع خود حقوق ملت خود و کشور خود را هم زیر پا می‌گذارد. ما هم میهن خود را دوست داریم ولی آن را وسیله‌ای برای دین‌گریزی قرار نمی‌دهیم.  



تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393 | 08:11 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور
دوستان لطفا برید به وبلاگ جزوه


تاریخ : چهارشنبه 6 اسفند 1393 | 08:38 ب.ظ | نویسنده : محمد بحری

یه سلام گرم مختص این روزا(الکی مثلا الان هوا خیلی سرده)

بچه های ورودی 91 همگی خسته نباشین!!

اگه مایل باشید بعد از امتحان علوم پایه و قبل عیدی یه حرکت باحال و دسته جمعی بزنیم در حد لالیگا که اگه ok بشه احتمالا برای همگی یکی از ماندگارترین و بهترین خاطرات عمرمون میشه!!

بریم سراغ اصل ماجرا:چن وقتیه که یه مسابقه ای از شبکه 3 به اسم 103 حول اطلاعات عمومی داره پخش میشه وروالش به این صورت است که شرکت کننده ها از یه مجموعه باشن(شرکت یا سازمان یا دانشگاه و ...)خب چه مجموعه ای بهتر از ما میتونیم 103 نفری از طرف دانشگاه خودمون شرکت کنیم همون جوری که از دانشگاه تهران هم بچه ها شرکت کرده بودن!!

خلاصه بد ندیدیم که ما هم اگه بچه ها همگی پایه باشن با اولویت ورودی خودمون و اگه نباشن(امیدواریم که باشن) با مشارکت ورودی های دیگه شرکت کنیم و از قاب شیشه ای تلویزیون مهمون خونه های این و اون بشیم!!

این کار علاوه بر اجر معنوی که داره و به درد آخرت و عاقبتمون میخوره به درد همین دنیامون هم میخوره مثلا کلی آدم بختشون باز میشه خیلی ها این کار براشون رزومه میشه و تازه مهمتر از اون چه حالی کنیم تو فامیل و دوست و آشنا(لطفا به کسی بر نخوره ها این بند کلا من باب مزاح بود)

از شما بچه های گل ورودی 91 هم دختر خانوم ها و هم آقا پسرها خواهش میشه که نظرتون را چه موافق و چه مخالف یا حتی اگه ایده بهتری دارید طی یک حرکت حماسی در قسمت نظرات مرقوم بفرمایید تا اصن ببینیم روح جمعی موافق هست یا نه!!

اگه موافق باشین که بقیش دست دانشگاهه که ایشالا یه همتی هم دانشگاه بکنه و بریم برا تیم ملی!!

بچه ها خداییش نظراتتون را اگه دوست داشتید و با اسم که چه بهتر و گرنه حداقل بدون اسم در 2 خط با رسم شکل بیان کنید تا ببینیم میشه این ایده را عملی کرد یا نه!!!

تاریخ : دوشنبه 4 اسفند 1393 | 01:18 ق.ظ | نویسنده : مائده سلحشور

دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... مردم زیرلب بهش میگفتن فاحشه!
، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود...!

 پسری 23 ساله رو مردم تنبل چاقالوصداش میکردن
، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره...!

مردم زنی 40 ساله رو سنگدل خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه
اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!

مردی 57 ساله رو مردم بی ریخت صدا میکردن ،
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده !

و هرروز مردم من و تو رو به غلط قضاوت میکنن...!موافقین؟




تاریخ : سه شنبه 28 بهمن 1393 | 06:08 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور

یکی هست در محله ی ما!!!

همه او را برای یک شب دوست دارند..

حتی برایش آش نذری هم نمیبرند

او با کسی کاری ندارد

خودش را میفروشد

و نان شبش را میخرد

حاج آقا میگوید باید از محله برود

چون همه جوانان مسجدی را از راه به در کرده

ولی چرا مسجدی ها با یک فاحشه از راه به در شدند

ولی فاحشه با این همه مسجدی

به راه راست هدایت نشد ؟؟؟

شاید فاحشه به کارش ایمان دارد

و مسجدی ها نه!!!!

نظرتون راجب این متن که از صادق هدایت هست چیه؟




تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | 02:14 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور


گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

می خواهی کودک باشی

کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...




تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور


آنگاه که غرور کسی را له میکنی ، آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران میکنی ، آنگاه که شمع امید کسی را ویران میکنی ، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی ، آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
به سوی کدام قبله نماز میگزاری که دیگران نگزارده اند ؟!
طریقت بجز خدمت خلق نیست                           به تسبیح و سجاده و دلق نیست ...


به نام خدا

قانون حق مالکیت و استقلال اقتصادی زن در اروپا اولین بار در انگلیس در سال 1882 و بعد از آن به تدریج در سایر کشورها تصویب شد قبل از آن در هیچ جای جهان و در هیچ مکتبی هیچ قانونی برای حق مالکیت مستقل زن وجود نداشت الا در اسلام. اسلام 1400 سال پیش به زن حق مالکیت داده است ان هم در جامعه‌ای که زن ارزش انسانی هم نداشت. به طوری که حتی بر عهده‌ی زن نیست که مخارج خانواده را از ثروتش تأمین کند. اما هدف اسلام و هدف اروپا از این قانون زمین تا آسمان فرق می‌کند. این طور نبود که دولتهای اروپایی ناگهان بعد از هزار سال تأخیر از اسلام به فکر کرامت و حقوق و اقتصاد زن بیفتند. این قانون را در اروپا اولین بار فراکسیون کارخانه‌داران مجلس بریتانیا و سرمایه‌داران صنعتی تصویب کردند. چون در آن زمان کارخانه‌ها مشکل استخدام کارگر مرد داشتند زیرا از طرفی با صنعتی شدن کارها نیازی به زور بازوی مرد نبود و از طرف دیگر مرد حقوق بیشتری می‌خواست و پرخاشگرتر بود و شورش‌های کارگری مردان زیاد شده بود و تسلط سرمایه‌داران بر جامعه‌ی کارگری به خطر افتاده بود در حالی که کارگر زن راحتتر به کار گرفته می‌شد و توقع کمتری داشت. به همین خاطر این قانون را تصویب کردند و زنان را به کار در کارخانه‌ها و اسستقلال از شوهرانشان تشویق کردند خانه را سرد کردند برای گرم کردن کارخانه. نتیجه آن شد که زن هم مجبور شد در کارخانه کار کند و هم خرج فرزندانش را بدهد چون دیگر مردها مجبور نبودند مخارج خانواده را بر عهده بگیرند. اما هدف اسلام از این قانون منافع گروهی خاص نبود اسلام استقلال زن را به قیمت از بین بردن خانواده ایجاد نکرد. گرچه به زن حق کار اقتصادی و مالکیت داد ولی تکلیفی جز تکلیف مادری بر زن واجب نکرد. هدف اسلام عدالت و برابری و دادن کرامت انسانی و حق زن به او بود نه پر کردن جیب سرمایه‌داران. سیاست برهنه کردن زن در اروپا نیز یکی از عللش همین منافع بود. اروپا برای آزادی زن او را برهنه نکرد اروپا کرامت و انسانیت زن را به باد داد برای این که از جاذبه‌ی جنسی و زیبایی بدن زن استفاده کند برای تبلیغات و جذب مردم به کمپانی‌های ثروت و قدرت برای پیشبرد سیاست‌های استعماری از طریق جذب ملتها به هالیوود با استفاده از زیبایی زن. الان در تبلیغ کدام کالا از پفک گرفته تا کتاب و سایت و وسایل زندگی و کالاهای لوکس از جاذبه‌ی جنسی زن استفاده نمی‌شود. بدبخت ما مسلمانهایی که به جای اسلام از اروپا الگو می‌گیریم.



تعداد کل صفحات : 22 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات

  • ChatBox