تبلیغات
وبلاگ دوستانه دانشجویان پزشکی یزد - ورودی91
تاریخ : یکشنبه 10 دی 1391 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : محمد بحری



http://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/e.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/m.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/o.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/c.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/l.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/e.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/w.gif

   



تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 11:59 ق.ظ | نویسنده : سیدمحمد بنی فاطمه
به نام خدا
نظام آکادمیک حاکم بر جهان و روشنفکری غربی و غرب‌زده همواره معتقد بوده‌اند که علم باید بی‌طرف و بی‌تعصب باشد و عقیده، ایمان و ایدئولوژی پیش‌فرض‌هایی متعصبانه و غیرعلمی‌اند. دکتر شریعتی این را یکی از کلاه‌برداری‌های بزرگ قرن 20 می‌داند که به نام بی‌نظری، علمی و بی‌طرف بودن عملاً همه‌ی دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، کارخانه‌ها و سرمایه‌های مادی و معنوی ملت‌ها و نبوغ‌ها را از صحنه‌ی دفاع از حقیقت و عدالت و انسانیت خارج کردند و نطفه‌ی مسئولیت و رسالت را در دانشگاه‌ها کشتند. روشنفکر مسئول تبدیل شد به دانشگاهی علم‌زده‌ی بی‌طرف. همه‌ی علوم انسانی و طبیعی ظاهراً قرار شد که بی‌طرف باشند ولی اتفاقی که در عمل افتاد که کلاه همه را برداشتند این بود که به بهانه‌ی نگاه علمی تجربی به علم و تفکیک ایدئولوژی و مذهب از علم عملاً دانشگاه‌ها و دانشمندان و دانشجویان در خدمت نظام حاکم بر جهان یعنی سرمایه‌داری غرب قرار گرفتند جدایی علم از شرف و مسئولیت و ازدواج علم با پول. نظام سرمایه‌داری سفارش می‌دهد و مدیریت می‌کند و نهاد علم خدمت می‌کند و حقوق می‌گیرد. در عرصه‌ی فن و تکنولوژی نظام سرمایه‌داری به نهاد علم سفارش ساخت آخرین نمونه‌های بمب‌های هسته‌ای، شیمیایی، میکروبی، ویروس‌های مهلک، تسلیحات پیشرفته‌ی نظامی و وسایل جاسوسی و تبلیغاتی را می‌دهد و در عرصه‌ی علوم انسانی به جامعه‌شناس سفارش ارائه‌ی مکتبی را می‌دهد که نتیجه‌اش نفی دین، عدالت، اخلاق و انسانیت است همه‌ی اینها مزخرف است و ما فقط یک معیار داریم مدرنیته و سنت تا همه فکر کنند که همانطور که در ابزار و وسایل زندگی مدرن و پیشرفته و قدیمی و سنتی داریم در نظام اجتماعی و قوانین حاکم بر جامعه‌ی بشری و انسانی هم نو و کهنه معنی دارد، جهان مدرن ما هستیم و همه باید پشت سر ما و زیردست ما باشند تا مدرن شوند یعنی سفارش جامعه‌شناسی استعماری. به اقتصاددان سفارش مدل اقتصادی لیبرال سرمایه‌داری را دادند که اساسش ربا و پول‌آور بودن پول است و نتیجه‌ی آن ثروتمندتر شدن ثروتمندان و فقیر شدن فقیران است. دانشمند هم می‌گوید علم برای علم دانشگاه جای مذهب نیست آیا واقعاً این علم برای علم است یا برای دلار و قدرت. این تفکر را اول در خود هاروارد و سوربن و کمبریج مد کردند و بعد در دانشگاه‌های آسیا و آفریقا و آمریکای جنوبی. نتیجه این شد که طی قرن 20 از فیزیکدان و شیمی‌دان و پزشک تا جامعه‌شناس و روانشناس همه بردگان مدرنی شدند که در پروژه‌ی سلطه‌ی سرمایه‌داری عمل می‌کنند و دلخوش‌اند که علمی‌ و غیرمتعصب‌اند. دانشمند سفارش پول می‌گیرد اما سفارش توحید و اخلاق نمی‌گیرد احساس مسئولیت در برابر پول هست اما در برابر ایمان نیست تعصب پولکی خوب است و تعصب ایدئولوژیک بد. اما به قول دکتر شریعتی این قدرت حاکم بر جهان را تنها خطری که حقیقتاً تهدید می‌کند خطر همین ایدئولوژی انقلابی و مکتبی است این حاکمیت و هژیمونی از دست خالی و روح مؤمن شکست می‌خورد به همین دلیل روش و تمام تلاششان را گذاشته‌اند روی خالی کردن دل‌ها از ایمان با این توجیه که ایمان امری قدیمی است. خوب کفر هم به اندازه‌ی ایمان قدیمی است. آن بلایی که این پیوند علم و قدرت و ثروت بر سر مسیحیت و یهودیت و بودیزم آورد را نمی‌تواند بر سر اسلام بیاورد اگر می‌توانست در قرن 18 و 19 که اوج قدرت الحادی غرب و اوج ضعف ایمان و نهایت ضعف امت اسلام بود بر سر اسلام آورده بود و اسلام را تبدیل کرده بود به یک دین شخصی که یک روز در هفته به مسجد یا کلیسا بروند و بقیه‌ی هفته هر طور خواستند زندگی کنند اما نمی‌توانند.
 اسلام به زودی از حاشیه به متن خواهد آمد.(دکتر شریعتی)
برگرفته از سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394 | 09:33 ق.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی
[]


تاریخ : یکشنبه 2 فروردین 1394 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی

متخصص مغز و اعصاب گفت: مبتلایان به میگرن عصبی از مصرف مرکبات ترش، پنیرهای کهنه،‌ سوسیس، کالباس، قهوه و شکلات بپرهیزند همچنین خواب کم یا زیاد، پرخوری، کم‌خوری، مصرف سیگار و قلیان موجب تشدید حملات می‌شود.


حمیدرضا ترابی در پاسخ به سؤال یکی از شهروندان درباره گزگز انگشتان انتشار آن به سر و سردرد شدید، اظهار داشت: ممکن است این شهروند گرامی مبتلا به میگرن عصبی باشد و لازم است جهت تشخیص و درمان به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کند.

وی افزود: میگرن به طور کلی سردردهای دوره‌ای است که بین 20 تا 30 سالگی شیوع بیشتری دارد زنان را بیشتر درگیر می‌کند و علت آن نامشخص است.

*علائم میگرن عصبی

عضو کمیته علمی انجمن MS ایران گفت: میگرن عصبی با سردردهای شدید ضربان‌دار و تهوع همراه است و گاهی در صورت تکرار حملات فرد مبتلا تغییر خُلق پیدا کرده و عصبی می‌شود. همچنین ممکن است علاوه بر میگرن دچار استرس نیز شود که این موضوع تعداد سردردها را بیشتر می‌کند.

* مبتلایان به میگرن عصبی مرکبات ترش نخورند

این نورولوژیست اظهار داشت: عوامل محیطی در تشدید حملات مبتلایان مؤثر است. بر این اساس توصیه می‌شود مبتلایان به میگرن عصبی از مصرف غذاهای پرحجم و پرچرب، برخی مواد غذایی مانند مرکبات ترش، پنیرهای کهنه،‌مشروبات الکلی، سوسیس و کالباس، قهوه و شکلات بپرهیزند همچنین خواب کم یا زیاد، پرخوری، کم‌خوری، خستگی‌های جسمانی و روانی، برخی بوها مانند عطر، مصرف سیگار و قلیان موجب تشدید حملات می‌شود.

* نوشیدن 8 تا 10 لیوان آب حملات را کنترل می‌کند

وی ادامه داد: نوشیدن 8 تا 10 لیوان آب طی روز، خواب خوب، استفاده کم از صفحه نمایشگر رایانه و گوشی تلفن همراه موجب کاهش حملات میگرنی می‌شود از طرفی رعایت بهداشت زندگی در کاهش حملات مؤثر است همچنین توصیه می‌شود مبتلایانی که زمینه افسردگی دارند یا تحت فشار روانی هستند به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنند.

منبع: فارس

* مصرف خودسرانه‌ مُسکن ممنوع

عضو کمیته علمی انجمن MS ایران گفت: مبتلایان به میگرن عصبی از مصرف خودسرانه مُسکن بپرهیزند زیرا مصرف بی‌رویه مُسکن‌ها موجب تشدید سردرد و افزایش حملات و فرد را به درمان مقاوم می‌کند.

* رعایت بهداشت زندگی و درمان‌های پیشگیرانه میگرن را کنترل می‌کند

وی خاطرنشان کرد: درمان میگرن بیشتر جنبه پیشگیری دارد و اگر مبتلایان به توصیه‌های پزشک برای رعایت بهداشت زندگی توجه کنند و از درمان‌های پیشگیرانه بهره ببرند می‌توانند تا 80 درصد طی دوره درمانی 3 ماهه تا حدود یک سال حملات میگرن را برای چندین سال کنترل کنند.



تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : سیدمحمد بنی فاطمه

به نام خدا

«همه ما بارها از خود پرسیده ایم که این جمله عربی (یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و نهار... ) که تا امروز سر سفره های هفت سین میشنویم چه پیوندی با نوروز پارسی دارد. نوروز یک جشن پرپیشینه و کاملا پارسی است و به هیچ وجه به تازی ها و زبان آنها مربوط نمی شود. اصلا شایسته نیست که ما ایرانیان این آیین پارسی را با ادعیه تازی آنچنان که تا امروز مرسوم بوده جشن بگیریم. ما با خدای خود به پارسی سخن میگوییم. خدایی که جز زبان تازی نداند خدای ما پارسی ها نیست. من بجای آن جملات تازی امسال این نیایش پارسی را سر سفره هفت سین میخوانم:

گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین     روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان ای تو گرداننده مهر و سپهر    برترینش کن برایم این زمان و این زمین»

این گونه مطالب در شبکه‌های اجتماعی زیاد است.

اگر بجای این دعای عربی عباراتی انگلیسی بخوانند آیا باز هم به رگ غیرت ملی نویسندگان این متن برمی‌خورد. بعضی کسر شأن خود می‌دانند که زبان گوشی موبایل خود را بجای انگلیسی فارسی کنند یا نام و نظرات خود در شبکه‌های اجتماعی را با حروف فارسی بنویسند ولی نوبت زبان عربی که شد زبان بیگانه است. در حالی که زبان عربی نسبت به انگلیسی بسیار مشترکات بیشتری با زبان فارسی دارد. اصلاً همه‌ی اینها به کنار، زبان عربی برای ما زبان یک قوم دیگر نیست زبان دین است و زبان دین منافاتی با زبان ملی ندارد یک زبان ممکن است در خدمت یک دین باشد ولی یک دین متعلق به یک ملت و زبان خاص و در خدمت آن نیست. دین حقیقتی شبیه علم است آیا اگر علمی در یک کشور و با یک زبان خاص تولید شد برای سایر کشورها بیگانه است و به عنوان علم پذیرفته نمی‌شود. علم و دین حقایقی‌اند که رنگ و زبان قومی را به خود نمی‌گیرند. بالاخره دین باید با یک زبان خاصی عرضه شود یا نه. اتفاقاً زبان دوم دین اسلام زبان فارسی است چرا که بعد از زبان عربی بزرگترین خدمت‌ها را زبان فارسی به این دین نجات‌بخش بشر کرده است. چطور وقتی نوبت زبان و فرهنگ غربی است با آن همه اختلافی که بین فرهنگ الهی و انسانی ما با فرهنگ غرب وجود دارد کسی دم از ملیت و میهن‌دوستی نمی‌زند ولی ارتباط فرهنگ و زبان دینی با فرهنگ و زبان یک قوم معتقد به آن دین، دینی که سرشار از توحید و انسانیت و راه و رسم درست زندگی است با ملیت تضاد دارد؟ چگونه است که اگر ما سرتاپا غربی شویم ملیتمان خدشه‌دار نشده است ولی اگر یک دعای معرفت‌بخش عربی بخوانیم زبان ملی و ملیت ما به فنا رفته است؟ کسانی که بین دین اسلام و ملیت ایرانی تفرقه می‌اندازند خود ذره‌ای ملیت را باور ندارند بلکه بهانه‌ای پیدا کرده‌اند برای کوبیدن دین. آیا فکر می‌کنند که فقط آن‌ها ایران را دوست دارند و فقط آن‌ها به ایران خدمت می‌کنند اتفاقاً برعکس، بزرگترین خدمت‌ها و محبت‌ها به این سرزمین را ایرانیان مسلمان و باعقیده کرده‌اند چرا که تا فرهنگ دینی نباشد کسی منافع سایر مردم را بر منافع شخصی خودش ترجیح نمی‌دهد و برای رسیدن به منافع خود حقوق ملت خود و کشور خود را هم زیر پا می‌گذارد. ما هم میهن خود را دوست داریم ولی آن را وسیله‌ای برای دین‌گریزی قرار نمی‌دهیم.  



تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 | 09:55 ق.ظ | نویسنده : شوق پرواز

سخنم با کسانی است که چند وقتی است بیش از قبل به خاتمی اظهار ارادت می نمایند و به زعم خویش ،این حمایت و ارادت را نگاهی منصفانه به خاتمی قلمداد می کنند


نسیـــم دلفــان - وبلاگ افاضات عقل کل نوشت:

سخنم با آن دسته از طرفداران جناب خاتمی نیست که افکار لیبرالیستی و سکولاریستی دارند و قبله آمالشان غرب و مکاتب غربی است و به خاتمی فقط به عنوان ابزاری مناسب برای رسیدن به اهدافشان می نگرند و از او حمایت می کنند؛ بلکه سخنم در اینجا تنها با آن دسته از دوستداران خاتمی است که خود را مقید به شرع مقدس اسلام و مبانی آن می دانند و بعضی حتی لباس دین هم بر تن دارند و بنا به درک و فهمی که از دین و انقلاب پیدا کرده اند به خاتمی ارادت می ورزند و او را دوست دارند و با القاب سید نجیب و خندان از او یاد می کنند.

سخنم با کسانی است که چند وقتی است بیش از قبل به خاتمی اظهار ارادت می نمایند و به زعم خویش ،این حمایت و ارادت را نگاهی منصفانه به خاتمی قلمداد می کنند.

سوالم جنبه سیاسی ندارد تا به آن برچسب جناحی بزنند یا با تعصب حزبی به آن بنگرند. سوال من کاملا دینی و عقیدتی است. پس بدون در نظر گرفتن نقش خاتمی در فتنه ۸۸ و حتی بدون توجه به عملکرد دوران ریاست جمهوری اش ، به این سوال بیندیشید و تامل کنید.

حتما به خاطر دارید چندین سال پیش، در دانمارک با چاپ دوازده کاریکاتور موهن به شخصیت قدسی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم ) اهانت شد و به دنبال آن موجی از اهانت به وجود مقدس پیامبر(ص) در دیگر کشورهای اروپایی نیز به راه افتاد. در آن زمان راسموسن نخست وزیر دانمارک در پاسخ به اعتراضاتی که علیه این اقدام صورت گرفت از هتاکان ،قاطعانه دفاع کرد و آن را در راستای آزادی بیان قلمداد نمود و مسلمانان را به نادانی و نفهمی متهم کرد.

خشم مقدس مسلمانان از این اقدام وقیح به حدی بود که در برخی کشورها حدود ۱۵۰ نفر در اعتراض به این اقدام کشته شدند و حتی چند سال بعد از این هتاکی ،مسئولان لائیک ترکیه در واکنش به کاندیداتوری راسموسن برای دبیر کلی ناتو به شدت اعتراض کردند. اما وقتی با حمایت اروپایی ها؛ راسموسن به دبیرکلی ناتو انتخاب شد و برای شرکت در اجلاسی به ترکیه سفر کرد مردم ترکیه به خیابان ها ریختند و خواستار بیرون راندن وجود منحوس راسموسن از کشورشان شدند.

ولی در کمال تعجب در حاشیه این اجلاس، سید محمد خاتمی با خوشرویی از راسموسن استقبال و با او ملاقات کرد و در حالی که راسموسن دست راستش آسیب دیده بود و نمی توانست دست دهد خاتمی دست چپ او را فشرد و با او خوش و بش کرد!

undefined

بعد از این حرکت زشت خاتمی، افرادی در ایران به این رفتار خاتمی اعتراض کردند و در مقابل ،عده ای از دوستداران خاتمی با توجیهاتی سعی در درست جلوه دادن رفتار خاتمی نمودند اما هر انسان منصفی فقط با یک مقایسه ساده بین واکنش مسلمانان ترکیه با واکنش خاتمی ،به زشتی و قبح رفتارخاتمی پی می برد. آیا خاتمی که سابقه ریاست جمهوری کشور شیعه ایران را در پرونده داشت و لباس روحانیت نیز بر تن نموده بود و خود را سید اولاد پیامبر هم می دانست نباید ذره ای از غیرت مردم مسلمان ترکیه در وجودش نمودار می شد؟!

همین یک رفتار خاتمی کافی بود که او را از چشم یک مسلمان غیرتمند بیندازد. حال سوال من از دوستداران خاتمی این است شما که هنوز خود را قلبا ،محب و دوستدار خاتمی می دانید چگونه با این حرکت زشت او کنار آمده اید و می توانید هنوز هم خاتمی را دوست داشته باشید؟

این قضیه ، قضیه کوچکی نبود تا راحت بشود از کنار آن گذشت، مگر اینکه عظمت شخصیت پیامبر(ص) را درست نفهمیده باشیم یا اینکه حزبی بیندیشیم و به شخص پرستی گرفتار شده باشیم یا اینکه عیار غیرت دینی ما پایین آمده باشد که این موضوع را کوچک تصور نماییم.

دین اسلام در رابطه با تمسخر و استهزاء حساسیت ویژه ای دارد. به طوری که ابوسفیان دشمن سرسخت پیامبر ،مورد بخشش قرار می گیرد اما ابولهب عموی پیامبر به خاطر اینکه وجود مقدس پیامبر را مورد تمسخر و استهزاء قرار می داد با خطاب «تبت یدا ابی لهب و تب» مورد لعن مستقیم خداوند واقع می شود. دین مبین اسلام از یک مسلمان انتظار دارد که در برابر عقاید دینی سرشار از غیرت باشد.

و عجیب اینجاست بعضی افراد که کوچکترین لغزش جناح رقیبشان را بزرگ می کنند و واکنش نشان می دهند در برابر توهین به پیامبر گرامی اسلام ، اهل تسامح می شوند و اغماض می نمایند. اگر یک نفر از حزب مخالف به شخص آنها توهین کند از آن نمی گذرند و تا عمر دارند تحویلش نمی گیرند اما دشمن پیامبر(ص) را تحویل می گیرند و بر روی دشمنی اش چشم می بندند.

دوستداران خاتمی پاسخ دهند این چه نجابتی است که یک مسلمان را به خوشرویی با دشمن پیامبر ترغیب می کند و غیرت دینی اش را بر باد می دهد؟

این چه نجابتی است که انسان را در برابر دشمن رام و مطیع می سازد و نمی گذارد بر سر حامی هتاکان به پیامبر فریاد برآورد ؟ چرا خاتمی مثل همان تشری را که بر سر دانشجویان معترض به خود در دانشگاه زد بر سر دشمن پیامبر نزد؟

آن دسته از دوستداران خاتمی که خود را مقید به دستورات دین اسلام می دانند پاسخ دهند چرا به جای اینکه خاتمی را مورد شماتت قرار دهند به او ارادت می ورزند؟ چرا به فردی که به دشمن پیامبر لعن نفرستاد درود می فرستند؟ اگر عظمت وجود نازنین پیامبر در دلتان نشسته باشد این دل نمی تواند جایگاه حب فردی باشد که در برابر دشمن پیامبر خوشرویی نشان داده است؟

بهتر است عیار غیرتمان را چک کنیم. ما در قیامت باید قلبی سلیم به خداوند عز و جل تحویل نماییم. قلبی که درجه حب و بغض ما نسبت به افراد مختلف براساس حب آنها به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) باشد نه بر اساس حب و بغض های حزبی و سیاسی. پس باید به قلب خود رحم کنیم و با تعصب های حزبی آن را مریض ننماییم تا بتواند غیرت دینی از خود ساطع کند.

انتظار ندارم این مطلب برای همه قابل درک باشد، این مطلب فقط برای کسانی قابل درک است که بعد از توهینی که دشمن به ساحت مقدس رسول الله الاعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) روا داشت ،حداقل چند شبی بیخوابی کشیده باشند یا از شرم اینکه نمی توانند جلوی این اهانت ها را بگیرند بغضی دردآلود گلویشان را فشرده باشد و سردرد گرفته باشند. این مطلب را کسانی درک می کنند که هنوز هم تحمل دیدن قیافه منحوس راسموسن در اخبار تلویزیون را نداشته باشند.

…………………….

گرفته شده از nasimedelfan.ir



تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393 | 08:11 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور
دوستان لطفا برید به وبلاگ جزوه


به نام خدا

نویسنده این متن گرچه احترام زیادی برای سید محمد خاتمی قائل است ولی از عاشقان چشم و گوش بسته او نیست که بخواهد کورکورانه از او دفاع کند. حکومتی که یک حکومت شیعه است باید نماینده این مکتب باشد باید سبک حکومتش سبک علی (ع) باشد باید آیینه‌ای باشد که نور شیعه را در عمل نشان دهد. علی (ع) در دوران حکومتش مخالفینی داشت به نام خوارج که علنی او را کافر می‌خوانند و دشمنی خود را با او پنهان نمی‌ساختند. علی هرکاری که بخواهد از قتل و زندان و تبعید می‌تواند با انها بکند اما او چه کرد؟ او نه تنها جلو آزادی آنها را نگرفت و آن‌ها را در ابراز عقیده آزاد گذاشت و با منطق به بحث با آنها نشست بلکه حتی حقوق آنها را از بیت المال کم نکرد؟ علی وقتی با خوارج جنگید که انها دست به شمشیر بردند و نظم و امنیت جامعه اسلامی را به خطر انداختند و راه هرگونه بحث و مذاکره را بستند.

شاید این مقایسه درست نباشد ولی اگر درست باشد چرا ما به راه علی نمی‌رویم؟ چرا بهانه به دست دشمنانمان می‌دهیم؟ چرا کاری می‌کنیم که مردم بگویند چه فرقی بین حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی است؟ چرا اتش تفرقه بین حکومت و ملت را علاوه بر دشمنان خارجی خودمان هم شعله‌ور می‌کنیم؟ بالاخره عده‌ی زیادی از این ملت طرفدار این شخص و خط او هستند اگر واقعاً خطاکار است باید خطایش را برای مردم ثابت کرد و اگر نیست که هیچ. با زور و با گرفتن آزادی‌های مدنی یک شخص که مشکلی حل نمی‌شود.

هدف این متن تخریب حکومت نیست زمانی باید حکومت را تخریب کرد که امیدی به اصلاح آن نباشد مثل حکومت شاه. همین انتقاد را دشمنان خارجی با هدف تخریب کرده‌اند چون ما حجت به دست آنها داده‌ایم. انقلاب سال 57 فوق العاده مورد احترام است اما انقلاب نهالی است که کاشته شده است. رشد و نگهداری این نهال مشکلتر از کاشتن آن است. مشکلات و انحرافات ما از پدران ما نبود که انقلاب کردند بلکه از ماست که این انقلاب را به انحراف می‌کشانیم.



تاریخ : چهارشنبه 6 اسفند 1393 | 08:38 ب.ظ | نویسنده : محمد بحری

یه سلام گرم مختص این روزا(الکی مثلا الان هوا خیلی سرده)

بچه های ورودی 91 همگی خسته نباشین!!

اگه مایل باشید بعد از امتحان علوم پایه و قبل عیدی یه حرکت باحال و دسته جمعی بزنیم در حد لالیگا که اگه ok بشه احتمالا برای همگی یکی از ماندگارترین و بهترین خاطرات عمرمون میشه!!

بریم سراغ اصل ماجرا:چن وقتیه که یه مسابقه ای از شبکه 3 به اسم 103 حول اطلاعات عمومی داره پخش میشه وروالش به این صورت است که شرکت کننده ها از یه مجموعه باشن(شرکت یا سازمان یا دانشگاه و ...)خب چه مجموعه ای بهتر از ما میتونیم 103 نفری از طرف دانشگاه خودمون شرکت کنیم همون جوری که از دانشگاه تهران هم بچه ها شرکت کرده بودن!!

خلاصه بد ندیدیم که ما هم اگه بچه ها همگی پایه باشن با اولویت ورودی خودمون و اگه نباشن(امیدواریم که باشن) با مشارکت ورودی های دیگه شرکت کنیم و از قاب شیشه ای تلویزیون مهمون خونه های این و اون بشیم!!

این کار علاوه بر اجر معنوی که داره و به درد آخرت و عاقبتمون میخوره به درد همین دنیامون هم میخوره مثلا کلی آدم بختشون باز میشه خیلی ها این کار براشون رزومه میشه و تازه مهمتر از اون چه حالی کنیم تو فامیل و دوست و آشنا(لطفا به کسی بر نخوره ها این بند کلا من باب مزاح بود)

از شما بچه های گل ورودی 91 هم دختر خانوم ها و هم آقا پسرها خواهش میشه که نظرتون را چه موافق و چه مخالف یا حتی اگه ایده بهتری دارید طی یک حرکت حماسی در قسمت نظرات مرقوم بفرمایید تا اصن ببینیم روح جمعی موافق هست یا نه!!

اگه موافق باشین که بقیش دست دانشگاهه که ایشالا یه همتی هم دانشگاه بکنه و بریم برا تیم ملی!!

بچه ها خداییش نظراتتون را اگه دوست داشتید و با اسم که چه بهتر و گرنه حداقل بدون اسم در 2 خط با رسم شکل بیان کنید تا ببینیم میشه این ایده را عملی کرد یا نه!!!

تاریخ : دوشنبه 4 اسفند 1393 | 01:18 ق.ظ | نویسنده : مائده سلحشور

دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... مردم زیرلب بهش میگفتن فاحشه!
، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود...!

 پسری 23 ساله رو مردم تنبل چاقالوصداش میکردن
، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره...!

مردم زنی 40 ساله رو سنگدل خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه
اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!

مردی 57 ساله رو مردم بی ریخت صدا میکردن ،
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده !

و هرروز مردم من و تو رو به غلط قضاوت میکنن...!موافقین؟




تاریخ : سه شنبه 28 بهمن 1393 | 06:08 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور

یکی هست در محله ی ما!!!

همه او را برای یک شب دوست دارند..

حتی برایش آش نذری هم نمیبرند

او با کسی کاری ندارد

خودش را میفروشد

و نان شبش را میخرد

حاج آقا میگوید باید از محله برود

چون همه جوانان مسجدی را از راه به در کرده

ولی چرا مسجدی ها با یک فاحشه از راه به در شدند

ولی فاحشه با این همه مسجدی

به راه راست هدایت نشد ؟؟؟

شاید فاحشه به کارش ایمان دارد

و مسجدی ها نه!!!!

نظرتون راجب این متن که از صادق هدایت هست چیه؟




تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | 02:14 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور


گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

می خواهی کودک باشی

کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...




تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور


آنگاه که غرور کسی را له میکنی ، آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران میکنی ، آنگاه که شمع امید کسی را ویران میکنی ، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی ، آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
به سوی کدام قبله نماز میگزاری که دیگران نگزارده اند ؟!
طریقت بجز خدمت خلق نیست                           به تسبیح و سجاده و دلق نیست ...


تعداد کل صفحات : 22 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات

  • ChatBox