تاریخ : یکشنبه 10 دی 1391 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : محمد بحری



http://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/e.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/m.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/o.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/c.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/l.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/e.gifhttp://www.iranskin.com/zibasazi/font/images/87/w.gif

   



بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام علیک یا ابا عبد الله

یزید و دستگاه بنی‌امیه

کسی که این دسته را خوب بشناسد می‌فهمد که این‌ها واقعاً خطر بزرگی برای جامعه‌ی اسلامی و از آن بالاتر برای اصل دین بودند. پس از پیامبر تا پایان حکومت معاویه به تدریج اصول حکومت اسلامی دگرگون شد و بدعت‌ها در دین پدید گشت. در حکومت معاویه این دگرگونی به نقطه‌ی اوج رسید از جمله عدالت که رکن اصلی دین است تقریباً منسوخ شد و قتل و شکنجه و تبعید و مصادره‌ی اموال به ناحق و تبعیض و شکاف طبقاتی رواج یافت. زمامداری حکومت اسلامی که ابوبکر آن را متعلق به قریش دانست در زمان عثمان به تیره‌ی اموی منحصر شد و پس از معاویه زمامداری اموی به سلطنت موروثی و سلطنت موروثی به استبداد مطلق یزید کشیده شد و حق مداخله‌ی مردم در کارها از آن‌ها سلب گردید و بجای آن که زمامداران کاری کنند تا مردم را راضی نگه دارند مردم باید طوری عمل می‌کردند که زمامدار را راضی نگه دارند چه رسد به این که زمامدار بخواهد رضای خدا را در نظر بگیرد. هم خود یزید خطر بزرگی برای دین بود و هم دستگاه بنی‌امیه. و اما در مورد یزید اولین مشکل این بود که او برای اولین بار با موروثی شدن خلافت به قدرت رسیده بود که در اسلام سابقه نداشت. نه شیعه چنین خلافتی را قبول دارد نه سنی. اگر شیعه فرزندان پیامبر را جانشینان او می‌داند به خاطر وراثت آن‌ها از پیامبر نیست علی پسر پیامبر نبود، امام حسین پسر امام حسن نبود، بعضی دیگر از امامان نیز پسر بزرگ پدرشان نبودند اگر شیعه آن‌ها را لایق خلافت می‌داند به علت شایستگی، عدالت، تقوا، علم و تدبیر آن‌هاست و خدا خود آن‌ها را برای امامت امت برگزیده است. اما یزید خلافت که نه سلطنت را از معاویه به ارث برد. این به این معنی است که خلیفه‌ی مسلمین کسی که مسئول اجرای دین است مهم نیست عادل، باتقوا، مدیر و مدبر و مقید به اجرای حکم دین باشد بلکه فقط باید پسر خلیفه‌ی قبل باشد. آیا این خطر بزرگی برای اصل دین و اجرای آن در جامعه نیست؟ مشکل دیگری که یزید داشت این بود که او یک شخص فاسقی بود که آشکارا دست به هر گناه و زشتی و فحشایی می‌زد. او کسی بود که از احکام و فقه دین ذره‌ای بهره نبرده بود و جز شعر گفتن چیز دیگری نیاموخته بود و در حکومت، شخصی مستبد، خودخواه و مغرور بود. چنین افرادی شاید در جامعه زیاد باشند و خطر بزرگی برای دین نباشند اما وقتی چنین کسی جانشین پیامبر خدا شود و اختیار و امور جامعه‌ی اسلامی به دست او سپرده شود خطرناک است. فرض کنید مردم غیرمسلمان سایر نقاط جهان یا حاکمانشان به دیدار خلیفه‌ی مسلمین بروند. آن‌ها کسی که جای پیامبر اسلام نشسته است را چگونه می‌بینند؟ خلیفه‌ی مسلمین کسی است که آن‌ها باید وارد کاخ مجلل او شوند از هفت در بگذرند و آن‌گاه جوانی را ببینند که بر مسندهای طلایی نشسته است بوزینه‌ای را لباس‌های فاخر پوشانده و در کنار خود بالاتر از همه نشانده است، مرتکب هر زشتی و فحشایی می‌شود، خودخواه و مستبد و مغرور است و حکومتش پر است از ظلم و بی‌عدالتی و تبعیض. آیا مردم غیرمسلمان خارجی نمی‌‌گویند این چه دینی است که چنین رهبری دارد؟ این چه پیامبری است که چنین جانشینی دارد؟ از طرف دیگر مردم مسلمانی که یزید بر آن‌ها حکومت می‌کند مردمی که زمانی زیادی از مسلمان شدن آن‌ها نمی‌گذرد مردمی که با دیدن جذابیت‌های انسانی و فضائلی که در دین اسلام بود از قبیل عدالت، برابری، خوش‌اخلاقی، کمک به هم‌نوع و با دیدن پاکی و فضیلت‌ها و بزرگواری‌های پیامبر، این دین را پذیرفته بودند آیا با دیدن چنین خلیفه‌ای عقیده‌یشان در مورد این دین تغییر نمی‌کرد؟ آیا دین‌های پیشین خود را بهتر از این دین نمی‌دیدند؟ چه بسا ممکن بود بر علیه خلیفه دست به شورش بزنند و در آن شورش حساب خلیفه را از حساب دین جدا نکنند. (امام حسین با قیامش برای همیشه حساب دین را از حساب خلفا جدا کرد.)

تا اینجا خطر شخص یزید برای دین بود. اما خطر دستگاه بنی‌امیه یعنی اطرافیان و کارگزاران یزید کمتر از خود او نبود. به گفته‌ی شهید مطهری و بسیاری از علمای تاریخ، بنی‌امیه پس از به خلافت رسیدن معاویه به اصطلاح یک حزب را تشکیل دادند حزبی که برای حکومت بر بلاد اسلامی برای سال‌ها برنامه داشت. معاویه در مدت بیست سال تا توانست مخالفین خود را با کشتار و زندان و تبعید از بین برد، شیعیان واقعی را شناسایی کرد و کشت، دستور داد علی را بر منبرها لعن کنند و از این‌ها مهم‌تر با خریدن علمای دینی، تفکراتی که بتواند منافع بنی‌امیه را تأمین کند از قبیل جبرگرایی را در میان مردم گسترش داد و طوری وانمود کرد که هرچه خلیفه می‌کند قضا و قدر الهی است و مردم حق دخالت و مخالفت ندارند و تا توانست توسط علمای مزدور احادیت پیامبر را به نفع خود جعل کرد. اگر امام حسین جلو آن‌ها را نگرفته بود به احتمال قریب به یقین قرآن را نیز به نفع خود جعل و به نفع منافع خود تفسیر می‌کردند و اینجا بود که فاتحه‌ی اسلام خوانده بود. این گونه بود که امام حسین در آغاز قیامش فرمود: «و علی الاسلام السلام از قد بلیت الامه براع مثل یزید» فاتحه‌ی اسلام خوانده است که قرار باشد کسی جلو یزید و بنی‌امیه نایستد........  ادامه دارد




بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبد الله

سلام بر سرور آزادگان عالم

عاقبت خود را در آیینه‌ی تاریخ عاشورا ببینیم

(این عنوان مطلبی در حدود 10 صفحه‌ی کاغذ است که به بررسی تحلیلی تاریخ عاشورا و قیام امام حسین می‌پردازد و از آن استفاده می‌کند برای درس گرفتن از قیام امام حسین و در نهایت وضعیت امروز ما را تحلیل می‌کند و از گوشه‌ای از درس‌های قیام امام حسین برای بهبود وضع موجود نتیجه‌گیری می‌نماید. نویسنده‌اش هرکه بوده با زبان علمی و منطقی و با مستندات تاریخی ماهیت قیام امام حسین را شرح داده و برای ما درس‌های زیادی از قیام امام حسین بیان کرده است.)

بحثی تحلیلی در مورد قیام حسینی

اندکی تأمل در قیام حسین (ع) و اندکی تأمل در وضع خودمان

حسین ابن علی چه کرد و ما چه می‌کنیم

امام حسین شیعه‌ای که نذری بدهد و هیئت و حسینیه درست کند زیاد دارد (بسیار هم خوب) اما شیعه‌ای که راه و هدف او را بفهمد و در همه‌ی ارکان زندگی‌اش پیرو او و پدر و جد او باشد و او را الگوی زندگی خود قرار دهد کم است. هدف این رساله نیز همین است. آن را بخوانید اگر دیدید حرفش حق است و به درد ایجاد تغییر در وضع آشفته‌ی خلق می‌خورد آن را در زندگی به کار ببندید و قسمتی از نذری‌هایتان را خرج انتشار آن کنید که ثواب و ارزشش در دستگاه امام حسین اگر بیش‌تر از حسینیه ساختن و نذری دادن و شرکت در مراسمات نباشد انشاءالله کمتر نیست. نویسنده‌ی این رساله نامی از خود نمی‌نویسد تا کسی فکر نکند این حرف‌ها را برای جا باز کردن برای خود و پیدا کردن شهرت یا هر هدف دنیایی دیگر می‌زند اگر خدا بخواهد هدفش جز دلسوزی و ادای تکلیف مسلمانی نیست. هدفی جز پیروی از هدف امام شهیدش یعنی امر به معروف و نهی از منکر ندارد.

 منابع: حماسه‌ی حسینی (شهید مطهری) و پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع) (دکتر شهیدی)

 

ما اگر بخواهیم از قیام امام حسین برای زندگی الگو بگیریم و همان راهی را برویم که او رفت- همان راهی که راه رضای خدا و راه سعادت است- باید ابتدا قیامش، هدفش، شخصیتش، جامعه‌اش و دشمنش را خوب بشناسیم و به یک معرفت و شناخت درست برسیم که متأسفانه غالباً ما نه درست می‌فهمیم که امام حسین آن زمان چه کرد و نه این که این زمان از ما انتظار دارد که چه کنیم.

امت اسلام در سال 61 هجری را می‌توان به سه گروه مهم تقسیم کرد. گروه اول به اصطلاح حسینی خالص، با ایمان، پاکدل، صالح و استوار که به معنای واقعی دیندار بودند. آنچه رضای خدا در آن بود صرف نظر از سود و ضرر مادیش انجام می‌دادند. تعدادشان خیلی اندک بود. علاوه بر زن و مردی که در کربلا همراه امام بودند تعداد دیگری از افراد که جهاد بر آن‌ها واجب نبود یا نتوانستند خود را به کربلا برسانند نیز جزء این گروه بودند. گروه دوم به اصطلاح یزیدی خالص، خبیث، بی‌ایمان، منفعت‌پرست، ظالم و منافق که دین برایشان ملعبه‌ای بود برای رسیدن به مقام و ثروت دنیا. این گروه هم تعدادشان خیلی زیاد نبود بیش‌تر از امویانی بودند که در دستگاه معاویه به مقام و ثروت رسیده بودند در رأسشان یزید، ابن زیاد، عمر سعد، شمر، مروان و بقیه‌ی جنایاتکاران کربلا بودند. اما دسته‌ی سوم عموم امت اسلامی از مردم مکه، مدینه، بصره، کوفه، شام و قبایل بیابان نشین بودند. مردمی که مسلمان بودند اما مسلمانی که فقط پوست دین را شناخته است و از مغز دین بی‌بهره است. آن‌ها هرچه کردند قرن‌هاست که از مرگشان می‌گذرد حساب اعمالشان با خداست. امروز از هرکس بپرسی که آن‌ها چند سال پیش مرده‌اند می‌گوید حدود 1300 سال پیش و از نظر زمان تفاوتی قائل نمی‌شود بین آن‌هایی که در رکاب امام حسین جان خود را دادند و آن‌هایی که به امامشان پشت کردند و چند روزی با خفت و ذلت بر عمرشان افزودند. آنقدر از مرگ آن‌ها گذشته است که کسی بین کمیت عمر آن‌ها تفاوتی قائل نمی‌شود. اما کیفیت عمر بعضی از آن‌ها نسبت به بعضی دیگر از زمین تا آسمان است. پس ما هم بدانیم که روزهایی برسد که از مرگ ما نیز قرن‌ها گذشته باشد. ما نیز در آینده‌ای نه چندان دور به تاریخ می‌پیوندیم اما هنوز فرصت داریم تا اندکی از گذشتگان عبرت بگیریم و بجای کمیّت به کیفیت زندگی بیندیشیم. در ادامه خصوصیات این سه گروه را به طور مفصل بیان می‌کنیم بلکه بتوانیم بفهمیم که ما امروز در کدام گروه جای داریم و چه عاقبتی در انتظار ماست.



تاریخ : چهارشنبه 16 مهر 1393 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی
با سلام. متاسفانه بعضی از جزوه هایی که امروز (چهار شنبه) تکثیر شد دارای اشکال  هستند و صفحه ی 4شان مشکل دارد. اگر کسی جزوه اش مشکل دارد می تواند جزوه دا از این جا دانلود کند.

دانلود



تاریخ : یکشنبه 6 مهر 1393 | 10:12 ب.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی

محققان می گویند: «مصرف همبرگر و غذاهای سرخ شده نه تنها انسان را چاق بلکه خنگ نیز می کند.»
صراط: جای تعجب نیست که مصرف همبرگرها و غذاهای سرخ شده نه تنها باعث افزایش دور کمر می شوند بلکه می تواند بر مغز نیز اثر بگذارند.

محققان در یک مطالعه متوجه شدند که رژیم غذایی غربی در 14 سالگی بر عملکرد فراگیری و حافظه فرد در 17 سالگی اثر می گذارد.

محققان متوجه شدند: «افرادی که مقدار زیادی غذاهای آماده، سیب زمینی سرخ شده، گوشت قرمز و گوشت های فراوری شده، نوشیدنی های گازدار مصرف می کردند عملکردهای حافظه ای و فراگیری منفی داشتند.»

این در حالی است افرادی که مقدار زیاد میوه و سبزیجات برگدار مصرف کرده بودند عملکرد فراگیری و حافظه مثبتی داشتند.

دکتر «آنت نیرادی» گفت: «این موضوع به دلیل مقادیر زیاد ریزمغذی ها در سبزیجات برگ سبز است که باعث افزایش تکامل شناختی (حافظه و فراگیری) می شود.»

دکتر نیرادی گفت: «چند عامل با کاهش مهارت های شناختی مرتبط با رژیم غذایی دست دارند که از جمله آنها می توان به سطح اسیدهای چرب امگا 6 در غذاهای سرخ شده و گوشت قرمز اشاره کرد.»

دکتر نیرادی متذکر شد: «مصرف بالای چربی اشباع شده و کربوهیدرات های ساده با اختلال در عملکرد هیپوکامپ ارتباط دارد؛ هیپوکامپ یک ساختار مغز است که با یادگیری و حافظه ارتباط دارد. حجم هیپوکامپ در دوران بلوغ افزایش می یابد.»

به نقل از ساینس،محققان می گویند: «نوجوانی یک دوره زمانی مهم برای رشد مغز است و رژیم غذایی نامناسب یک عامل مهم خطر ساز در این دوره محسوب می شود.»

آنها افزودند: «نتایج این مطالعه پیامدهای مهمی برای سیاست های بهداشتی آینده و برنامه های ارتقاء سلامت در بر دارد.»

منبع: ایرنا


تاریخ : شنبه 5 مهر 1393 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی
تاریخ : پنجشنبه 27 شهریور 1393 | 08:15 ق.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی
در حقیفت خمیر مرغ همان گوشت مرغ  است که با روش میکانیکی و به وسیله دستگاه بادر بصورت مایع استحصال می شود. اما واقعا خمیر مرغی که امروزه توسط صنایع فرآوردهای گوشتی کشور، مراکز قطعه بندی مرغ، کشتارگاه ها و یا درمراکز غیرمجاز تهیه و مورد استفاده قرار میگیرد از مرغ کامل تهیه می شود؟(براساس استاندارد ملی و ضوابط کشورخمیر مرغ باید ازمرغ کامل استحصال شود)

حقیقتا باید گفت خیر زیرا خمیر مرغی که در کشور تهیه می شود مایعی است حاصل از بادر اسکلت باقیمانده از مرغ هائی که ران وسینه آنها جدا شده است ویا از رستوران ها و مرغ فروشی های سطح شهرجمع آوری می شود که دیگر نباید به آن خمیرمرغ بگوئیم و بهتر است خمیر اسکلت یا ضایعات نامیده شود.آن بخشی هم که از مرغ کامل استحصال می شود متاسفانه از مرغ های تخمگذاری (در صنعت به آنها مرغ هلندی یا مادر می گویند) تهیه می شود و به دلیل چثه ریزی و آلودگی که دارند کشتارگاها قادربه خروج کامل امعاء و احشای این مرغ ها نیستند.که متاسفانه خمیر حاصل از این مرغ ها سرشاراز باقیمانده امعاء و احشاء حفره بطنی و صدری است.

به همین دلیل است که دکتر رسول دیناروند رییس سازمان غذا و دارو با اشاره به اقدامات انجام شده در جهت تامین سلامت فرآورده‌های پروتئینی بویژه سوسیس و کالباس، گفت: در سوسیس و کالباس قدم اول حذف خمیر مرغ در تهیه این محصولات است. بخشنامه مربوطه ابلاغ شده و در شش ماه دوم امسال عملیاتی می‌شود.

در ادامه جهت درک بیشتر موضوع ضمن ارائه گزارش تصویری نحوه استحصال خمیر مرغ و خمیر اسکلت به مشکلات فنی و بهداشتی خمیر مرغ و دستگاه بادر می پردازم.










منبع: پارسینه


تاریخ : پنجشنبه 20 شهریور 1393 | 10:46 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور
کمتر پیش می‌آید که کسی به این موضوع فکر کند، اما زمینی که ما روی آن ایستاده‌ایم با سرعتی برابر ۱۶۷۰ کیلومتر بر ساعت درحال چرخیدن است، اما در صورت توقف چرخش حرکت زمین چه بر سر آن می آید.

اگر زمین نچرخد، میدان مغناطیسی زمین از بین رفته و انسانها با مقادیر مرگبار تابشهای یونیزه مواجه خواهند شد.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 | 08:54 ب.ظ | نویسنده : سیدمحمد بنی فاطمه

که گفتی راه درمان بیماری بی‌حجابی و بی‌عفتی و چشم‌ناپاکی منطق و علم و حکمت است نه دیوار و ون و فیلتر. دمت گرم که گفتی بی‌حجابی مریضی است نه به‌روز و مدرن بودن. دین و حقیقت را با زور گشت ارشاد و پلیس فتا نمی‌توان اثبات کرد. سروکار دین با دل‌های پاک و عقل‌های سلیم و حق‌طلب است. اگر جهل نبود همه می‌فهمیدند که بیرون گذاشتن مو و لباسی درخور حجله پوشیدن و عمری سراسر غرق شدن در تمایلات جنسی افتخار ندارد که هیچ بلکه مایه‌ی فساد و تباهی و خارج شدن از کمالات انسانی است. عقل سلیم چه نیازی دارد که صاحبش را همرنگ فرومایگان و هواپرستان کند. همین‌گونه است در مورد استفاده‌ی نادرست از اینترنت و وسایل صوتی و تصویری. ایمان و تقوا آنقدر قدرت دارند که انسان را به جایی برسانند که دیگر نیازی به شهوترانی نامشروع نداشته باشد. اگر کسی به این جا رسید حتی اگر ماهواره هم مجاز باشد و فیلتری هم در کار نباشد رغبتی به گناه در او وجود ندارد. البته نباید وسایل گناه را ایجاد کرد و خود را در معرض خطر قرار داد. مگر نه این است که حکم اسلام سراسر بر مصلحت و کمال و سعادت و رشد مادی و معنوی انسان و سالم ماندن و پویایی و پیشرفت جامعه‌ی بشری است. از مطلب قبل نظر اسلام در مورد مقام زن در جامعه مانده بود که در اینجا می‌تواند اثباتی باشد بر این ادعا.

اسلام برای زن نقشی دارد به صورت شخص گرانبها و دارای نقش (نه در حد شیء بودن یا شخصی بی‌بها بودن). یعنی از یک طرف شخصیتی روحی و معنوی و کمالات انسانی داشته باشد و از طرف دیگر در اجتماع مبتذل نباشد. یعنی آن محدودیت نباشد و آن اختلاط هم نباشد نه محدودیت و نه اختلاط بلکه حریم. در پرتو همین شخصیت و گرانبهایی عفاف در جامعه مستقر می‌شود و روان‌ها و کانون‌های خانوادگی سالم می‌مانند. برای همین اسلام اجازه نمی‌دهد که جز کانون خانواده، یعنی صحنه‌ی اجتماع صحنه‌ی بهره‌برداری و التذاذ جنسی مرد از زن باشد. ولی اگر بگوییم علم و اختیار و کار و هنر و خلاقیت چه طور؟ می‌گوید مثل مرد هیچ اشکالی ندارد. اسلام مثل مسیحیت تغییرکرده نیست. مسیحیت به دلیل زن نگرفتن عیسی و به دلیل فکر غلطی که می‌گوید شیطان حوا را گول زد و حوا آدم را، زن را عنصر فریب و گناه می‌داند که مرد را گمراه می‌کند و همین است دلیل مجرد زیستن کشیش‌ها و پاپ‌ها. دینی که این منطق و سطح درکش باشد نمی‌تواند پیروانش را از فساد نجات دهد و نتیجه‌اش همین می‌شود که در جامعه‌ی مسیحی غرب می‌بینیم که زن وسیله‌ای شده است برای فساد و بهره‌برداری به طوری که در ویترین فروشگاه‌ها عرضه شود برای فروش. هرکجای جامعه‌ی غرب را نگاه کنی اثری از این کثافت می‌بینی از تلویزیون و ماهواره‌ها و اینترنت و کتاب‌ها و مجلات گرفته تا سطح کوچه‌ و خیابان و اماکن عمومی و حتی روی کالاها و تبلیغات. این همه عطش جنسی پایان‌ناپذیر نتیجه‌ی یک دین ضعیف است از نظر منطق و درک درست از حقیقت انسان. حضرت فاطمه و حضرت زینب دو نمونه‌ی کامل از یک زن مسلمان را نشان می‌دهند. همان یک خطابه‌ی حضرت فاطمه در موضوع خلافت پس از وفات پیامبر و نقش حضرت زینب پس از شهادت امام حسین نشان می‌دهد که زن مسلمان می‌تواند در عین این که حریم خودش را با مرد حفظ می‌کند و خودش را برای ارائه به مردان درست نمی‌کند ورود به اجتماع و رشد احتماعیش تا چه حد است. زهرای اطهر تمام سخنان خودش را در جمع گفت و مرد و زن مجلس را منقلب کرد. هم شخصیت داشت هم حجاب هم پاکی هم حریم و هم حضور مؤثر و مفید در اجتماع. هیچ وقت خودش را جلوی چشمان گرسنه‌ی مردان قرار نمی‌دهد اما یک موجود دست و پا چلفتی هم نیست که چیزی سرش نشود و کاری از دستش برنیاید. به قول حافظ:

نمی‌بینم نشاط عیش در کس          نه درمان دلی نه درد دینی

با استفاده از مجموعه آثار شهید مطهری



تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393 | 02:07 ب.ظ | نویسنده : سید حسین رضوی
همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن‌الائمه علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل‌بیت (ع) به زیارت امام هشتم می‌روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع: تسنیم


تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393 | 01:31 ب.ظ | نویسنده : مائده سلحشور

شاید تعجب کنید اگر بدانید ده حقیقت علمی مهمی که در قرن اخیر کشف شده است, قرآن 1400سال پیش از آن پرده برداشته است ....




ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : مائده سلحشور
طبق کشف دانشمندان 3 هرم اصلی از 8 هرم مصر مطابق با 3 ستاره کمربند صورت فلکی شکارچی یا جبار ساخته شده است.این امر در ظاهر هم کاملاً مشهود است .اگر با چشم غیر مسلح نیز به این صورت فلکی نگاه کنید خواهید دید که در کمربند آن دو ستاره پرنورتردریک خط قرار دارند و ستاره سوم کم نور تر است ودر انحراف کمی از دو تای قبلی قرار گرفته است.



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 11:56 ق.ظ | نویسنده : سیدمحمد بنی فاطمه

آیا بی‌حجابی ارزش و مقام زن در اجتماع را بالا برده است؟

نقش زن در ساختن اجتماع و تاریخ سه گونه می‌تواند باشد. در بعضی از جوامع گذشته زن نقش مستقیمی در ساختن اجتماع نداشته است و فقط از طریق غیرمستقیم و با زاییدن و پرورش مرد اثرگذار بوده است. در چنین جوامعی مقام زن کمتر از یک شخص و در حد یک شیء و وسیله‌ی زندگی برای مرد بوده است. اما با این حال می‌توان گفت که ارزش چنین زنی از یک لحاظ بالاتر از ارزش زن در جامعه‌ی اروپایی امروز بوده است زیرا اگرچه زن پایین‌تر از شخص و در حد یک شیء به حساب می‌آمده است اما در حد یک شیء گران‌بها. در حد یک شیئی که انقدر ارزش داشته است که مالک خود را در تسخیر خود در می‌آورده است. زن در آن جوامع ارزان نبوده که در خیابان‌ها پخش باشد و هزاران اماکن عمومی و وسایل ارتباطی برای بهره‌گیری از او وجود داشته باشد بلکه فقط در دایره‌ی زندگی خانوادگی مورد بهره‌برداری قرار می‌‌گرفته است لذا برای مرد خانواده بسیار گران‌بها بوده و بدون شک مرد عملاً در خدمت زن بوده است. اما امروز اگرچه زن در ساختن اجتماع و تاریخ همپای مرد حرکت می‌کند و کم‌تر نقشی است که فقط مرد در جامعه آن را بر عهده بگیرد و ارزش و مقام زن در حد یک شخص است آن‌هم برابر با مرد، نه در حد یک شیء، اما یک شخص بی‌بها و بی‌ارزش است زیرا وسیله‌ای شده است نه برای بهره‌برداری یک مرد بلکه برای بهره‌برداری همه‌ی مردان. حفظ حریم زن در خانواده طرحی در خلقت بوده است برای عزیز نگه‌داشتن زن. زن فطرتاً دوست دارد که همچون یک شخص گران‌بها برای مرد باشد نه این که مرد را برای خود داشته باشد پس وقتی قرار باشد زن برای مرد ارزان باشد، در اماکن عمومی هزاران وسیله برای استفاده‌ی مرد از زن وجود داشته باشد و مرد بتواند از نظر چشم‌چرانی و تماشا و از نظر لمس کردن و از نظر شنیدن موسیقی صدای زن حداکثر بهره‌برداری را از زن بکند آن‌جاست که زن از آن ارزشی که برای مرد باید داشته باشد می‌افتد هرچند ممکن است دکتر و مهندس و وزیر هم باشد. از جمله نمونه‌هایش همین خیانت مکرر مقامات اروپایی از جمله رئیس جمهور سابق و کنونی فرانسه به همسرانشان است. اگر زن در نظر آن‌ها ارزش داشت که این گونه خیانت نمی‌کردند و از آن مهم‌تر اگر ثروت و مقام یک شوهر زن را راضی می‌کرد و به او ارزش می‌داد پس چرا زنان این مقامات از آن‌ها جدا شدند زن در درجه‌ی اول نیازمند یک شوهر باوفا است که او را در تسخیر خود داشته باشد بعد نیازمند پیشرفت و ترقی مادی و علمی. در این زمان است که زن به گونه‌ای دیگر ملعبه‌ی جامعه‌ی مردان می‌شودبدون آن که در نظر فردی از افراد مردان آن عزت و احترامی را که باید داشته باشد دارا باشد به همین دلیل سعی می‌کند برای جلب توجه مردان هر روز با هزار ترفند خود را بیاراید و عرضه کند. این دو گونه از نقش زن در اجتماع بود که یکی در گذشته رواج داشت و یکی امروز رواج دارد اما هیچ‌یک نتوانسته‌اند مقام زن را بالا ببرند و نیاز او را برطرف سازند. در مطلب بعد نظر اسلام را در مورد نقش زن بررسی می‌کنیم نظری که تحت تأثیر رسوم گذشته و امروز قرار نگرفته است و حقیقتاً بهترین راه برای رشد و سعادت یک زن در جامعه است.

برگرفته از مجموعه آثار شهید مطهری



تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات

  • ChatBox