تبلیغات
وبلاگ دوستانه دانشجویان پزشکی یزد - ورودی91 - عاقبت خود را در آیینه ی تاریخ عاشورا ببینیم (بخش دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام علیک یا ابا عبد الله

یزید و دستگاه بنی‌امیه

کسی که این دسته را خوب بشناسد می‌فهمد که این‌ها واقعاً خطر بزرگی برای جامعه‌ی اسلامی و از آن بالاتر برای اصل دین بودند. پس از پیامبر تا پایان حکومت معاویه به تدریج اصول حکومت اسلامی دگرگون شد و بدعت‌ها در دین پدید گشت. در حکومت معاویه این دگرگونی به نقطه‌ی اوج رسید از جمله عدالت که رکن اصلی دین است تقریباً منسوخ شد و قتل و شکنجه و تبعید و مصادره‌ی اموال به ناحق و تبعیض و شکاف طبقاتی رواج یافت. زمامداری حکومت اسلامی که ابوبکر آن را متعلق به قریش دانست در زمان عثمان به تیره‌ی اموی منحصر شد و پس از معاویه زمامداری اموی به سلطنت موروثی و سلطنت موروثی به استبداد مطلق یزید کشیده شد و حق مداخله‌ی مردم در کارها از آن‌ها سلب گردید و بجای آن که زمامداران کاری کنند تا مردم را راضی نگه دارند مردم باید طوری عمل می‌کردند که زمامدار را راضی نگه دارند چه رسد به این که زمامدار بخواهد رضای خدا را در نظر بگیرد. هم خود یزید خطر بزرگی برای دین بود و هم دستگاه بنی‌امیه. و اما در مورد یزید اولین مشکل این بود که او برای اولین بار با موروثی شدن خلافت به قدرت رسیده بود که در اسلام سابقه نداشت. نه شیعه چنین خلافتی را قبول دارد نه سنی. اگر شیعه فرزندان پیامبر را جانشینان او می‌داند به خاطر وراثت آن‌ها از پیامبر نیست علی پسر پیامبر نبود، امام حسین پسر امام حسن نبود، بعضی دیگر از امامان نیز پسر بزرگ پدرشان نبودند اگر شیعه آن‌ها را لایق خلافت می‌داند به علت شایستگی، عدالت، تقوا، علم و تدبیر آن‌هاست و خدا خود آن‌ها را برای امامت امت برگزیده است. اما یزید خلافت که نه سلطنت را از معاویه به ارث برد. این به این معنی است که خلیفه‌ی مسلمین کسی که مسئول اجرای دین است مهم نیست عادل، باتقوا، مدیر و مدبر و مقید به اجرای حکم دین باشد بلکه فقط باید پسر خلیفه‌ی قبل باشد. آیا این خطر بزرگی برای اصل دین و اجرای آن در جامعه نیست؟ مشکل دیگری که یزید داشت این بود که او یک شخص فاسقی بود که آشکارا دست به هر گناه و زشتی و فحشایی می‌زد. او کسی بود که از احکام و فقه دین ذره‌ای بهره نبرده بود و جز شعر گفتن چیز دیگری نیاموخته بود و در حکومت، شخصی مستبد، خودخواه و مغرور بود. چنین افرادی شاید در جامعه زیاد باشند و خطر بزرگی برای دین نباشند اما وقتی چنین کسی جانشین پیامبر خدا شود و اختیار و امور جامعه‌ی اسلامی به دست او سپرده شود خطرناک است. فرض کنید مردم غیرمسلمان سایر نقاط جهان یا حاکمانشان به دیدار خلیفه‌ی مسلمین بروند. آن‌ها کسی که جای پیامبر اسلام نشسته است را چگونه می‌بینند؟ خلیفه‌ی مسلمین کسی است که آن‌ها باید وارد کاخ مجلل او شوند از هفت در بگذرند و آن‌گاه جوانی را ببینند که بر مسندهای طلایی نشسته است بوزینه‌ای را لباس‌های فاخر پوشانده و در کنار خود بالاتر از همه نشانده است، مرتکب هر زشتی و فحشایی می‌شود، خودخواه و مستبد و مغرور است و حکومتش پر است از ظلم و بی‌عدالتی و تبعیض. آیا مردم غیرمسلمان خارجی نمی‌‌گویند این چه دینی است که چنین رهبری دارد؟ این چه پیامبری است که چنین جانشینی دارد؟ از طرف دیگر مردم مسلمانی که یزید بر آن‌ها حکومت می‌کند مردمی که زمانی زیادی از مسلمان شدن آن‌ها نمی‌گذرد مردمی که با دیدن جذابیت‌های انسانی و فضائلی که در دین اسلام بود از قبیل عدالت، برابری، خوش‌اخلاقی، کمک به هم‌نوع و با دیدن پاکی و فضیلت‌ها و بزرگواری‌های پیامبر، این دین را پذیرفته بودند آیا با دیدن چنین خلیفه‌ای عقیده‌یشان در مورد این دین تغییر نمی‌کرد؟ آیا دین‌های پیشین خود را بهتر از این دین نمی‌دیدند؟ چه بسا ممکن بود بر علیه خلیفه دست به شورش بزنند و در آن شورش حساب خلیفه را از حساب دین جدا نکنند. (امام حسین با قیامش برای همیشه حساب دین را از حساب خلفا جدا کرد.)

تا اینجا خطر شخص یزید برای دین بود. اما خطر دستگاه بنی‌امیه یعنی اطرافیان و کارگزاران یزید کمتر از خود او نبود. به گفته‌ی شهید مطهری و بسیاری از علمای تاریخ، بنی‌امیه پس از به خلافت رسیدن معاویه به اصطلاح یک حزب را تشکیل دادند حزبی که برای حکومت بر بلاد اسلامی برای سال‌ها برنامه داشت. معاویه در مدت بیست سال تا توانست مخالفین خود را با کشتار و زندان و تبعید از بین برد، شیعیان واقعی را شناسایی کرد و کشت، دستور داد علی را بر منبرها لعن کنند و از این‌ها مهم‌تر با خریدن علمای دینی، تفکراتی که بتواند منافع بنی‌امیه را تأمین کند از قبیل جبرگرایی را در میان مردم گسترش داد و طوری وانمود کرد که هرچه خلیفه می‌کند قضا و قدر الهی است و مردم حق دخالت و مخالفت ندارند و تا توانست توسط علمای مزدور احادیت پیامبر را به نفع خود جعل کرد. اگر امام حسین جلو آن‌ها را نگرفته بود به احتمال قریب به یقین قرآن را نیز به نفع خود جعل و به نفع منافع خود تفسیر می‌کردند و اینجا بود که فاتحه‌ی اسلام خوانده بود. این گونه بود که امام حسین در آغاز قیامش فرمود: «و علی الاسلام السلام از قد بلیت الامه براع مثل یزید» فاتحه‌ی اسلام خوانده است که قرار باشد کسی جلو یزید و بنی‌امیه نایستد........  ادامه دارد




  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات

  • ChatBox