تبلیغات
وبلاگ دوستانه دانشجویان پزشکی یزد - ورودی91 - تنها جایی که نظریه‌ی داروین صدق می‌کند از نظر دکتر شریعتی

به نام خدا

در میان همه‌ی جوک‌های راست و دروغی که به دکتر شریعتی نسبت می‌دهند حرف‌های مهمی هست که به درد جامعه و تمدن‌سازی دینی می‌خورد. دکتر شریعتی اصطلاحی را به کار می‌برد به نام آسمیلیزاسیون. آسمیله به کسی گفته می‌شود که از خود خالی و وجود بی‌ماهیت می‌شود و افتخار می‌کند که خودش نباشد و دیگری باشد میمون‌های آدم نما. طبقه‌ای به وجود آمده که خود را به رنگ اروپا رنگ می‌زند یا آنها رنگشان کردند اینها متمدن نیستند فقط متجدد‌ند این تیپ روشنفکر نیست بلکه فقر درون دارد و جز در رابطه با غرب و تشبه به اروپا حتی وجود خود را نمی‌تواند حس کند اینها فقط گریم و ادا و ادبیاتشان شبیه روشنفکر است و پذیرفته‌اند که تنها شکل ممکن فرهنگ و تمدن همان است که ماسک اروپای دارد و لذا با ادای اروپایی درآوردن خودشان را متمدن احساس می‌کنند در حالی که غربی‌ها اینها را متمدن نمی‌دانند غربی‌ها به اینها نمی‌گویند روشنفکر می‌گویند آسمیله. با تحقیر خودشان به دامن بیگانه می‌گریزند و با فنای خود در آنها می‌خواهند به بقا برسند. کار ما به جایی رسیده که در اسیا و افریقا وامریکای لاتین هر مو بور چشم سبزی در هر موردی هرچه بگوید فصل الخطاب است رفاقت با او را فخر، تقلید از او را کمال و نقل قول از او را فضل و علم برای خود می‌شمارند. با تمسخر مذهب و تحقیر سنت و ارزش‌های خود به آنها مدام علامت می‌دهند که من با شما هستم. طنز سیاه در این قضیه این است که فرنگی‌ها خودشان هیچ وقت این تیپ آدمها را روشنفکر نمی‌دانند. خطر بزرگ خطر آسمیله شدن تحصیل کردگان ما و توهم روشنفکری در آنهاست. اینها تحصیل کردگان کشورهای کم‌رشدند به معنای واقعی روشنفکران کشورهای عقب افتاده همین‌ها هستند اینها متجدد در مصرف‌اند. این روش در قرن 19 به اوج رسید ولی حالا دورانی رسیده که آسمیله‌ها رسوا می‌شوند و تآثیرشان در جامعه را از دست می‌دهند. مردم به زودی از اینان عبور خواهند کرد تیپ مرجع در جامعه دارد عوض می‌شود. راه آینده نه راه انتلکتوئل‌(تحصیل‌کرده‌)های اروپایی و نه راه اسمیله‌های بومی و متشبهان داخلی است بلکه راه روشنفکر مسلمان انقلابی متعصب اجتماعی و مسئول در کنار مردم. تجددزده‌ها همیشه از خود غربی‌ها متجددترند نسبت به مدرنیزم و مظاهر زندگی غربی از خود غربی‌ها متعصب‌ترند کاسه‌ی داغتر از آش. این تیپ شدیداً متفکرنما است و غیرمتفکر روشنفکرنما و غیر روشنفکر. متشبه و متجددند نه متمدن. می‌خواهند همان بلایی که در قرن 17 تا 19 بر سر سنت ارتجاعی کلیسا در غرب آمد را عیناً بر سر ارزش‌های مترقی اسلام و تشیع بیاورند آنها بی‌دلیل نسبت به مذهب یا بی‌طرفند یا بدبین. ضدریشه و هویت‌ستیزند به طور مطلق نوپرستند کاری به درست و غلط ندارند همه‌چیز را به نو و کهنه تقسیم می‌‌کنند چون یک حس خودکم‌بینی در آنها نهادینه شده است. دنیوی کردن همه‌چیز حتی دین، دنیاگرایی افراطی و تمرکز بر زندگی مادی. اینها نه بومی‌اند نه غربی‌اند شبه آدمند این یک دشنام نیست چون کاراکتر اصیل خود را از دست داده‌اند تا متمدن شوند اما مثل آن بابایی که خواب دیده بود غلامی بهش بخشیدند و از خوشحالی توی خواب خودش را خراب کرده بود وقتی از خواب بیدار شد دید فقط نصف این خواب درست از آب درآمد اینها این طورند. خودشان را جزء شرق نمی‌دانند اما غربی‌ها هم شما را جزء خودشان نمی‌دانند شما همواره به عنوان زباله‌های آنها مطرحید. نه غرب او را غربی می‌داند و نه او دیگر شرقی است شبه آدم است چون میمون هرگز انسان نمی‌شود با کسب اجازه از جناب داروین.

خطری که ما را تهدید می‌کند تبدیل شدن ما و نسل ما به مشتی پوفیوز پوچ پوک مبتذل، قربانیان سرمایه‌داری و مصرف‌پرستی است. لات و عزی‌های مدرن را در هم بشکنید عصر جدید اسلام است. بوی اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی به مشام دوست و دشمن می‌رسد.



  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات

  • ChatBox